عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

225

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و للأرض من كأس الكرام نصيب همين است حديث غار تعزّز و تقدّس . و شكوه آن بر دلها و بر ديدها نه از آنست كه غارست ، كه در جهان غار فراوان است ؛ امّا نه چنان غار كه نزول گاه سيّد انبياء است ، و مأواى مهتر اولياء است ، يقول اللَّه تبارك و تعالى و تقدّس : « ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ » . كار صدق و معنى بو بكر دارد در جهان * و رنه در هر خانه بو بكريست ، در هر كوه غار . قوله : وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا - بدانكه اين سفر حج بر مثال سفر آخرت نهادند . و هر چه در سفر آخرت پيش آيد از احوال و اهوال مرگ و رستاخيز نمودگار آن درين سفر پديد كردند ، تا دانايان و زيركان چون اين سفر پيش گيرند بهر چه رسند و هر چه كنند منازل و مقامات آن راه آخرت ياد كنند ، و عبرت گيرند ، و زاد و ساز آن بدست آرند ، كه صعب‌تر است و عظيم‌تر . اوّل آنست كه چون اهل و عيال و دوستان را وداع كند بداند كه اين مثال سكرات مرگست ، آن ساعت كه بنده در نزع باشد و خويش و پيوند و دوستان گرد وى درآيند ، و او را وداع كنند . سار الفؤاد مع الاحباب اذ ساروا * يوم الوداع فدمع العين مدرار و آن گه زاد سفر از همه نوعها ساختن گيرد ، و احتياط در آن بجاى آرد ، تا هر چه به زودى تباه شود برنگيرد ، داند كه آن با وى بنماند ، و زاد باديه نشايد . دريابد و بجاى آرد كه طاعت با ريا و با تقصير زاد آخرت را نشايد . و به قال النّبي : « لا يقبل اللَّه تعالى عملا فيه مقدار ذرّة من الرّيا » . و آن گه كه بر راحله نشيند مركب خويش در سفر آخرت كه آن را نعش گويند ياد آرد . و بعد ركوبه الافراس تيها * يهادى بين اعناق الرّجال